A A A

بسم الله الرحمن الرحیم [1]

مطلب چهارم: مکان ذبح

مطلب چهارم: از مطالب مبحث ذبح و هدی در رابطه با مکان ذبح می‌باشد. آیا برای ذبح مکان خاصی است که منا باشد مثلا یا نه ذبح در مطلق حرم مجزی است یا حتی اگر در غیر حرم گوسفند ذبح شود و گوشتش در حرم توزیع بشود مجزی هست یا نه؟

نسبت به مکان ذبح با صراحت مرحوم امام در تحریر الوسیله بحث نمی‌کنند فقط اینکه مرحوم امام واجبات منا را می‌شمارند، می‌فرمایند: سه چیز است یکی رمی است یکی ذبح است و یکی حلق است، معلوم می‌شود که مرحوم امام شرط می‌دانند که ذبح باید در منا باشد مع ذلک ما باید این مسأله را بررسی کنیم و ادلۀ بر این مسأله را توضیح بدهیم.

ظاهر امر این است که در نزد شیعه اتفاق است که ذبح در حج تمتع باید در منا باشد چنانچه علامۀ حلی در منتهی المطلب ج 11 ص 172 به جمهور اهل سنت هم نسبت داده است که آنها می‌گویند واجب است ذبح در منطقۀ حرم باشد مکه و منا و کل منطقۀ حرم و مستحب است ذبح در منا باشد. بعد علامۀ حلی به بعضی از شافعیه نسبت می‌دهد که آنها گفته‌اند اگر در حل و غیر از حرم هم ذبح بشود ولی گوشتش را بیاورند د ر حرم توزیع کنند باز هم مجزی است.[2]

برای لزوم اینکه ذبح باید در منا باشد به دو دلیل استدلال شده است یک آیات قرآن و دوم روایات، اما آیات قرآن آیه 196 از سورۀ بقره « وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لاَ تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ» بیان استدلال چنین گفته شده است که آیۀ کریمه اگر چه ذیل آیه در مورد محصور است کسی که عدوی، خوفی یا مرضی مانع شده باشد از اینکه او خودش را به مکه برساند و اعمال حج انجام بدهد اما در ذیل وقتی آیه کریمه می‌گوید اگر محصور شدید قربانی کنید بعد می‌گوید « وَ لاَ تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ» سر نتراشید تا وقتی که هدی به محلش برسد.

اینگونه بعضی از اعلام حفظه الله[3] استدلال می‌کنند که از آیه استفاده می‌شود که هدی محل خاص دارد و این محل هم در روایات این مکان تفسیر شده است به منا، مثلا این روایت در باب 2 ابواب حصر و  صد «17528- 2- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أُحْصِرَ فِي الْحَجِّ- قَالَ فَلْيَبْعَثْ بِهَدْيِهِ إِذَا كَانَ مَعَ أَصْحَابِهِ- وَ مَحِلُّهُ أَنْ يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ- وَ مَحِلُّهُ مِنًى يَوْمَ النَّحْرِ إِذَا كَانَ فِي الْحَجِّ- وَ إِنْ كَانَ فِي عُمْرَةٍ نَحَرَ بِمَكَّةَ- فَإِنَّمَا عَلَيْهِ أَنْ يَعِدَهُمْ لِذَلِكَ يَوْماً- فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ الْيَوْمُ فَقَدْ وَفَى- وَ إِنِ اخْتَلَفُوا فِي الْمِيعَادِ لَمْ يَضُرَّهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.» سؤال می‌کند از مردی که محصور شده است که امام علیه السلام می‌فرمایند اگر به همراه اصحابش است هدیی با آنها بفرستد و محلش این است که هدی به محلش برسد و اگر در حج است محل مناست یوم النحر، و اگر در عمره است در مکه نحر کند.

این محقق می‌فرمایند ببینید در این روایت محل تفسیر شده است به منا لذا ذیل آیۀ کریمه « وَ لاَ تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ» عام است اختصاص به محصور ندارد سر وقتی تراشیده می‌شود که هدی به محلش برسد و محلش مناست.

ما در این استدلال یک تأملی داریم و آن تأمل این است که محل به معنای مکان و محل نیست بلکه محل در لغت به معنای اجل و پایان مدت است، محل الدین یعنی اجل الدین یعنی آن زمانی که وقت قرض حال می‌شود باید برود قرضی که از طرف دارد پرداخت کند. اینجا هم ظاهر آیه کریمه این است که حاجی محصور حق ندارد سر بتراشد تا هدی به آن مدت خودش برسد به اجل خودش و زمان خودش برسد که روز عید قربان است.

شاهد بر این معنا که مَحِل در اصل به معنای زمان است و نه مکان، صحیحه معاویۀ بن عمار است «17527- 1- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ أُحْصِرَ فَبَعَثَ بِالْهَدْيِ- فَقَالَ يُوَاعِدُ أَصْحَابَهُ مِيعَاداً- فَإِنْ كَانَ فِي حَجٍّ فَمَحِلُّ الْهَدْيِ يَوْمُ النَّحْرِ- وَ إِذَا كَانَ يَوْمُ النَّحْرِ فَلْيُقَصِّرْ مِنْ رَأْسِهِ-... » راوی می‌گوید از امام صادق سؤال کردم مردی محصور شده است هدیش را فرستاده است حالا برای سر تراشیدن باید چه کار کند؟ فرمودند یک وقتی بگذارد بگوید در فلان وقت که شما گوسفند را می‌برید برای ذبح باید من سر بتراشم اگر این محصور در حج است محل هدی یعنی زمان هدی، زمان قربانی یوم النحر است. پس ببینید به روشنی محل اسم زمان است که چنانچه تلمیذ محقق مرحوم امام حفظه الله تصور کرده‌‌اند مَحِل به معنای محل است بعد در استدلال خودشان می‌فرمایند از آیه ظاهر می‌شود هدی محل خاص دارد و محلش هم منا است نخیر آیه می‌خواهد بگوید که وقتی هدی به زمان خودش رسید آن وقت سر بتراشید زمانش کی است؟ طبق صحیحه معاویه بن عمار زمانش یوم النحر است.

بله ما این را می‌پذیریم که در روایت زرعه مَحِل ضمن اینکه به یوم النحر معنا شده است مکان نحر را هم امام علیه السلام اشاره کرده‌اند و این از باب استدلال به آیه نیست روایت زرعه می‌خواهد بگوید اگر در حج است زمانش مناست یوم النحر، این محل یوم النحر است منا اشاره به مکان است پس اگر این محقق می‌خواستند استدلال کنند خوب بود به این روایت استدلال می‌کردند نه به آیه کریمه لذا استدلال به آیه و اینکه ما محل را به معنای محل و مکان بگیریم این به نظرم در آن تأمل است.

بله روایات دلالت می‌کند بدون شبهه بر اینکه مکان نحر در حج تمتع منا خواهد بود از جملۀ این روایات معتبرۀ ابراهیم کرخی است در باب 4 ابواب ذبح ح 1 که قبلا هم به مناسبتی به این روایت اشاره کردیم «18666- 1- مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رَجُلٍ قَدِمَ بِهَدْيِهِ مَكَّةَ فِي الْعَشْرِ- فَقَالَ إِنْ كَانَ هَدْياً وَاجِباً فَلَا يَنْحَرْهُ إِلَّا بِمِنًى- وَ إِنْ كَانَ لَيْسَ بِوَاجِبٍ فَلْيَنْحَرْهُ بِمَكَّةَ إِنْ شَاءَ- وَ إِنْ كَانَ قَدْ أَشْعَرَهُ أَوْ قَلَّدَهُ فَلَا يَنْحَرْهُ إِلَّا يَوْمَ الْأَضْحَى.» مردی در دهه ذی الحجه هدیش را به مکه آورده است راوی سؤال می‌کند از امام که مردی هدیش را با خودش به مکه آورده است حالا با این هدیش چه کند؟ امام می‌فرمایند اگر هدی واجب است حق ندارد هدی واجب را نحر کند مگر در منا و اگر هدی واجب نیست اگر دلش می‌خواهد در مکه نحر کند و دلش می‌خواهد در منا نحر کند ولی هدی واجب فقط نحرش در منا خواهد بود، روایت هم سندش درست است و هم دلالتش تمام است ابراهیم کرخی هم به نظر ما ثقه است به خاطر نقل مشایخ ثلاثه از جمله صفوان از ایشان.

روایت دومی در باب داریم صحیحه منصور بن حازم در باب 28 ابواب ذبح ح 2 «18810- 2- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ يَعْنِي أَحْمَدَ بْنَ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رَجُلٍ يَضِلُّ هَدْيُهُ فَيَجِدُهُ رَجُلٌ آخَرُ فَيَنْحَرُهُ- فَقَالَ إِنْ كَانَ نَحَرَهُ بِمِنًى- فَقَدْ أَجْزَأَ عَنْ صَاحِبِهِ الَّذِي ضَلَّ عَنْهُ- وَ إِنْ كَانَ نَحَرَهُ فِي غَيْرِ مِنًى لَمْ يُجْزِئْ عَنْ صَاحِبِهِ.» منصور بن حازم از امام صادق علیه السلام سؤال می‌کند مردی هدیش را گم کرده است شخص دیگری آن هدی را پیدا کرده و نحر کرده است آیا از صاحب الهدی مجزی است یا نه؟ امام فرمودند اگر در منا نحر کرده مجزی است و اگر در غیر منا نحر کرده است مجزی نیست معلوم می‌شود مکان نحر مناست که امام می‌فرمایند اگر در غیر منا نحر کرده است مجزی نخواهد بود.

در مقابل این روایات ما دو روایت داریم که شاید ادعا شود این دو روایت از نظر مدلول مخالف با این روایات هستند و گویا از این دو روایت استفاده می‌شود که نحر هدی و ذبح هدی در مکه هم جایز است و لازم نیست در منا باشد.

روایت اول: باب 4 ابواب ذبح ح 2 صحیحه معاویۀ بن عمار، «18667- 2- وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ أَنْكَرُوا عَلَيْكَ- أَنَّكَ ذَبَحْتَ هَدْيَكَ فِي مَنْزِلِكَ بِمَكَّةَ- فَقَالَ إِنَّ مَكَّةَ كُلَّهَا مَنْحَرٌ.» سند روایت صحیحه و معتبر است. معاویه بن عمار به امام صادق علیه السلام عرض می‌کند که اهل مکه این عملی را که شما انجام دادید این عمل شما را منکر و ناپسند دانستند که شما هدی خودتان را در خانۀ خودتان ذبح کردید، امام علیه السلام فرمودند همۀ مکه محل نحر است چه اشکالی دارد من در شهر مکه در منزل خودم هدی خودم را ذبح کردم. ممکن است گفته شود این روایت دلالت می‌کند که تمام مکه منحر و محل نحر است و در همۀ مکه انسان می‌تواند هدی خودش را قربانی و ذبح کند.

علما معمولا وقتی متعرض این روایت می‌شوند این روایت را حمل کرده‌اند بر هدی مستحبی، گفته‌اند این روایت مربوط به هدی مستحبی است که انسان هدی مستحبی را می‌تواند در مکه ذبح کند. عرض ما این است که ما که قبلا بحث کردیم و گفتیم که هدی ظهور دارد در هدی واجب البته مگر به حکم قرینه لذا اینجا ما باید حتما قرینه اقامه کنیم بر اینکه مقصود از این هدی، هدی در حج تمتع نیست که هدی واجب باشد.

عرض ما این است که اینجا قرینه داریم قرینه روایتی است که صاحب وسائل الشیعه در باب 52 از ابواب کفارات صید این روایت را از کتاب تهذیب شیخ طوسی نقل می‌کند سند روایت هم معتبر است، روایت این است «17337- 1- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ أَنَّ عَبَّاداً الْبَصْرِيَّ جَاءَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع- وَ قَدْ دَخَلَ مَكَّةَ بِعُمْرَةٍ مَبْتُولَةٍ وَ أَهْدَى هَدْياً- فَأَمَرَ بِهِ فَنُحِرَ فِي مَنْزِلِهِ بِمَكَّةَ- فَقَالَ لَهُ عَبَّادٌ نَحَرْتَ الْهَدْيَ فِي مَنْزِلِكَ- وَ تَرَكْتَ أَنْ تَنْحَرَهُ بِفِنَاءِ الْكَعْبَةِ وَ أَنْتَ رَجُلٌ يُؤْخَذُ مِنْكَ- فَقَالَ لَهُ أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص نَحَرَ هَدْيَهُ بِمِنًى- فِي الْمَنْحَرِ وَ أَمَرَ النَّاسَ فَنَحَرُوا فِي مَنَازِلِهِمْ- وَ كَانَ ذَلِكَ مُوَسَّعاً عَلَيْهِمْ فَكَذَلِكَ هُوَ مُوَسَّعٌ- عَلَى مَنْ يَنْحَرُ الْهَدْيَ بِمَكَّةَ فِي مَنْزِلِهِ إِذَا كَانَ مُعْتَمِراً.».

اسحاق بن عمار این قضیه را نقل می‌کند می‌گوید عباد بصری در مکه خدمت امام صادق علیه السلام رسید در حالی که امام صادق با عمرۀ مفرده وارد مکه شده بود و قبلا اشاره کردیم که در عمرۀ مفرده هدی مستحب است و امام صادق در عمرۀ مفرده یک هدیی با خودشان می‌آورند و امام صاق فرمودند این هدی را در خانه و محل اقامتشان در مکه ذبح و نحر کنند. عباد به اعتراض آمد پیش امام صادق علیه السلام عرض کرد آقا هدیتان را شنیده‌ام در خانه خودتان ذبح کرده‌اید و نیامده‌اید به فناء کعبه در منطقۀ جزوره نحر کنید – فناء الکعبه منطقۀ جزوره بین صفا و مروه روایاتی داریم اگر هدی می‌خواهد ذبح و نحر شود در مکه بیاورند در منطقه جزوره ذبح کنند – در حالی که شما کسی هستید که مردم احکام دینشان را از شما می‌گیرند چرا در خانه ذبح کردید؟ امام علیه السلام به عباد بصری فرمودند خبر نداری پیامبر اکرم خودشان در منا وقتی خواستند هدیشان را ذبح کنند در کشتارگاه و در منحر نزدیک مسجد خیف آمدند ذبح کردند اما به مردم گفتند در خیمه‌ها و هر جا دلتان می‌خواهد در منا ذبح کنید و نحر کنید، آنها آزاد بودند هر جای منا دلشان می‌خواست ذبح می‌کردند همچنین است مسأله چنانچه در منا لازم نیست کشتارگاه و منحر بروند ذبح کنند در مکه هم همین است اگر کسی عمره گذار باشد بخواهد در مکه نحر کند و ذبح کند هر جای مکه دلش بخواهد می‌تواند ذبح کند وقتی توسعه دارد من دلم خواست یا به جهت خاصی امام علیه السلام چون مصارف خاصی را در نظر داشتند نمی‌خواستند به همۀ افراد آنجا گوشت را تقسیم کنند می‌خواستند به موالیان باشد، افراد خاصی باشد در منزل خودشان آمده‌اند ذبح کرده‌اند و نحر کرده‌اند قربانی خودشان را بعد هم به عباد بصری فرمودند اشکال ندارد همه جای مکه منحر است.

ببینید این روایت قرینه است که در صحیحه معاویه بن عمار که امام صادق در منزلشان ذبح کردند اهل مکه به حضرت اعتراض کردند حضرت فرمودند مکه همه‌اش منحر است یعنی در عمرۀ مفرده بوده است و ظاهرا قضیه واحده بوده است در عمرۀ مفرده امام در داخل خانه شان نحر کردند آنها اعتراض کردند امام فرمودند مکه همه‌اش منحر است یعنی لازم نیست برویم جزوره نحر کنیم بین صفا و مروه و در عمره در هر جایی از مکه نحر کردیم مشکلی نخواهد داشت.

نتیجه: این روایت اول که روایت صحیحه معاویۀ بن عمار باشد ربطی به ذبح و نحر در حج تمتع ندارد مربوط به نحر در عمرۀ مفرده است و نحر در عمرۀ مبطوله هم در هر جای مکه باشد اشکالی نخواهد داشت. شاهدش هم تعلیلی است که امام علیه السلام می‌فرمایند ببینید راوی می‌گوید اهل مکه به امام اعتراض کردند که چرا در خانۀ خودتان ذبح کردید؟ اعتراضی نیست که چرا در مکه ذبح کردید و در منا ذبح نکردید اعتراض این نیست اعتراض این است که چرا هدی را در منزل خودتان ذبح کردید امام هم جواب دادند همۀ مکه قربانگاه است و در همۀ مکه می‌شود ذبح کرد بنابراین حدیث ربطی به حج تمتع نخواهد داشت.

روایت دوم: باب 39 ابواب ذبح ح 5 روایت معاویۀ بن عمار، «18858- 5- وَ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يَذْبَحَ بِمِنًى حَتَّى زَارَ الْبَيْتَ- فَاشْتَرَى بِمَكَّةَ ثُمَّ ذَبَحَ قَالَ لَا بَأْسَ قَدْ أَجْزَأَ عَنْهُ.» معاویۀ بن عمار سؤال می‌کند مردی فراموش کرد در منا ذبح کند تا اینکه به مکه آمد و طواف خانه خدا را انجام داد، آن وقت یادش آمد که قربانی نکرده است در مکه خرید سپس ذبح کرد؟ امام می‌فرمایند اشکالی ندارد در مکه ذبح کرده است از او مجزی است. اینجا هم ممکن است کسی چنین ادعا کند که این روایت را نمی‌شود حمل بر عمره کرد چون خود معاویۀ بن عمار سؤال می‌کند «نسی ان یذبح بمنی» فراموش کرد در منا ذبح کند یعنی می‌دانست وظیفه‌اش این است که در منا ذبح کند ولی فراموش کرد در منا ذبح کند و آمد در مکه ذبح کرد، امام می‌فرمایند اشکالی ندارد پس معلوم می‌شود ذبح در مکه در حج هم فی الجمله مجزی خواهد بود لذا صاحب جواهر در جواهر الکلام ج 19 ص 121 می‌فرمایند «مع انه صریح فی الذبح بغیر منی» این صحیحه معاویۀ بن عمار صریح است در اینکه ذبح در غیر منا انجام شده و این ذبح هم مجزی خواهد بود. نسبت به این روایت دوستان کلمات محقق داماد را در کتاب الحج [4]مراجعه کنند ما توضیحی بدهیم ببینیم نسبت به دلالت این روایت چه باید گفت؟

 

[1] - جلسه  106 مسلسل 1150 – یک‌شنبه – 11/3/99 به صورت مجازی و ضبط شده

[2] - منتهى المطلب في تحقيق المذهب؛ ج‌11، ص: 172: «مسألة: نحر هدي التمتّع يجب بمنى‌ ذهب إليه علماؤنا. و قال أكثر الجمهور: إنّه مستحبّ و إنّ الواجب نحره بالحرم. و قال بعض الشافعيّة: لو ذبحه في الحلّ و فرّقه في الحرم أجزأه.

[3] - (آیت الله العظمی سبحانی) الحج في الشريعة الإسلامية الغراء، ج‌5، ص: 206‌: « و يدلّ عليه من الكتاب العزيز قوله تعالى: (وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لٰا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتّٰى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ). ( «4») و مورد الآية و إن كان هو المحصر و المراد به من منعه خوف أو عدو أو مرض لكن الظاهر أنّ الحكم للهدي بما هو هو، سواء أ كان صاحبه محصراً أم لا، فتدلّ على أنّ له محلًا خاصاً لا يجوز للمحصر التحلّل من الإحرام حتّى يبلغ الهدي إلى ذلك المحل الخاص و فسّر ذلك المحل في الروايات بمنى، نظير: ما رواه زرعة قال: سألته (عليه السلام) عن رجل أُحصر في الحج؟ قال: «فليبعث بهديه إذا كان مع أصحابه، و محله أن يبلغ الهدي محله، و محلّه منى يوم النحر إذا كان في الحجّ، و إن كان في عمرة نحر بمكة».

[4] - كتاب الحج (للمحقق الداماد)؛ ج‌3، ص: 139: «و الحاصل ان المستفاد من هذه الروايات المتظافرة و ما يضاهيها هو تعين منى للذبح جدا.

ثم ان في الباب ما يمكن توهم التنافي بينه و بين ما تقدم من لزوم كون الذبح بمنى فيلزم نقله و علاجه. و من تلك الروايات المترائى تعارضها ما رواه معاوية بن عمار عن ابى عبد اللّه (ع) في رجل نسي أن يذبح بمنى حتى زار البيت فاشترى بمكة ثم ذبح، قال (ع): لا بأس قد اجزاء عنه.

و كذا روايته الأخرى «2» إذ لا تفاوت بينهما إلا في قوله (ع): ثم نحرها مكان قوله: ثم ذبح. فتدل على الاجزاء في غير منى أيضا، فلعل منى هو الأفضل لا المتعين، فيعارض ما تقدم. و لكن يمكن الجمع بأحد أمور رافعة للتعارض المترائى.

الأول: الحمل على كون مكان ذبحه هو منى إذ لم يتعرض فيها للذبح، و لا ظهور لها أيضا في وقوع الذبح عقيب الاشتراء بمكة بلا تراخ بل عبر بلفظة «ثم» الملائمة له، فيمكن ان يكون الاشتراء بمكة و الذبح بمنى مباشرة أو تسبيبا.

و الثاني: الحمل على ما عدا الواجب، لعدم ظهورها في خصوص الواجب، لان التعبير بالاجزاء في حكم غير لزومى غير عزيز و لما تقدم التفصيل بين الواجب و غيره يحمل ما فيها على المندوب من الذبح و ان لا يخلوا عن تسامح لان ظاهر النسيان هو ماله شأنية الوجوب و ترقب الامتثال.

و الثالث: الحمل على خصوص نسيان الذبح مع الجهل بالحكم حينئذ. فمن نسي ما هو وظيفته الأولية من الذبح بمنى مع جهله بالحكم بعد الترك الكذائي يجزيه الذبح في غير منى. فمعه لا يعارض ما تقدم من تعين منى بالحكم الاولى لو لا طريان العذر. فمثل هذه الرواية قاصر عن التقدم على ما مر سابقا لقوة ظهوره على ظهور هذه.